تبليغاتX
بی هیچ ترسی از جاذبه زمین -
شنبه یازدهم اسفند 1386

 

 

هی‌هی

من در صدای تو

در کوه بلند می‌شوم

 

هی‌هی

در دره‌هایش می‌چرخم

 

من در بازگشت صدای تو زنده - می‌گردم

 

داد بزن

می‌خواهم با تو بمانم

با صدای بلند

هی هی

وگوش کن به صدا در می‌آیم

 

تنهاتر از پرت‌افتاده‌ترین راه‌ها

و من در صدای گام‌هایشان محو

خش‌خش

تا تنگه‌ی بعدی

خش‌خش

تا گلوگاهی به پیشگاه منظره‌ای دیگر

و عمیق‌تر نفس بکش

 

تا مردن صدا با جیغ پرنده‌های نا‌مریی و پرواز کوتاه کبک‌ها

پرسیدم مرا تا کجا خواهی ‌برد؟

 

در پاکوب دره‌ها تا کف

تا رودخانه‌ها

تا صدا

 

و من خاموش

خاموش

من با پاهای تو گم

در دره‌ها

خاموش

از یال تا خط‌‌‌ الراس

گام به گام تو

خاموش

هی‌هی داد بزن

من با تو می‌مانم

 

 این شعر در شماره ششم مجله نوشتا منتشر شده است.

 

نوشته شده توسط طاهره (مهری) جعفری در 18:33 | | لینک به این مطلب