تصویری از جشن فارغالتحصیلی زنان یمن
امروز روزی است که حتا وقتی به رسمیت شناخته نمی شود رسمی است.
رسمی از آن ماست که با انگشتان ما کشیده میشود و تا تمامی خانهها پیش میرود و ردی از خود به جا میگذارد که هیچ کس را یارای محو کردن آن نباشد.
امروز روز کشیدن خط است. خط و نشان!
مثل تمامی آن سالها که خط و نشانهای ما را روی پیشانی خود حک کرد تا سالها حک شود تا نشان ما باشد
تا زنان باز هم بخوانند این همه خط را که قرار است باز هم کشیده شود و رسم شود
و دانسته شود که خط شلاق محو نمیشود
که خط فریاد به فریادی دیگرمیرسد
و اگر این رشته را در دست بگیری در خط و نشانهای حک شده در سینهی هر سال بدنهای شلاق خورده را میبینی
و خواهی دانست که خط و نشانهای ما چگونه مردگان را زنده کرده است.
همانطور که ما دانستیم که با زجر کدام پوستها و کدام استخوانها توانستهایم بگوییم ما هم انسانیم و ما هم میتوانیم
و ما هم میتوانیم
و ما هم حق داریم
و کره زمین از ما هم هست
و ما هم نیمی از رنج بشریت را به دوش کشیدهایم
هرچند در حجرههای کوچک تاجران معامله شدهایم
هرچند در زمینهای بزرگ زراعی پشتمان قوس برداشته
و گاه در کنج خانههای بزرگ در میان پودر و ادکلن گندیدهایم
و تنمان آثار خطوط چوب و لگد را بر خود دارد
و تنمان هنوز زخمهای عمیق دارد
و ما هنوز اما هستیم.
و همانطور که دخترانمان خواهند دانست که باشند
که خط و نشانهای ما را باز هم رسم کنند برای دخترانشان.
که بدانند که باید مثل یک انسان زنده بمانند
که حق دارند
که زندگی از آنها هم هست
از آن ما هم هست
و آنها هنوز هستند تا خط و نشان بکشند.


