
کتاب قانون در کوهستان
بررسی حقوقی مسئولیت افراد در برنامههای کوهنوردی
نشر مشگی راهرو ۱۹ غرفه ۱۸

کتاب بیهیچ ترسی از جاذبه زمین
مجموعه شعرهای جمعآوری شده از سالیان پیش
نشر آرویج راهرو ۲۲ غرفه ۲۳
در نمایشگاه کتاب جای بسیاری آثار خالی بود.
بسیاری دوستان که چشم به راه مجوز کتابهایشان هستند و هنوز امیدوارند و بسیاری از دوستان که جواب رد را شنیدهاند و دیگر امیدی برایشان باقی نمانده جز پیوستن به دارندگان آثار زیرزمینی، با حسرت به چیدمان کتابها نگاه میکنند و جای خالی کتابهای خود را احساس میکنند.
آیا باید بنا به گفته وزیر، آثار خود را شخصا قیچی میکردند؟
خود دست به قیچی میبردند و کلیت متن خود را شرحهشرحه میکردند؟
بهتر نبود به کارمندان زحمتکش قیچی بهدست کمک میکردند و به روال کند صدور مجوزها سرعت میبخشیدند؟
و حالا شاید با حسرت چشم به غرفههای نمایشگاه نمیدوختند و با دیدن کتابهای فال و آشپزی در غرفه ناشران اسم و رسمدار کمتر آه میکشیدند چون بالاخره چیزی آن وسط بود که شادشان کند
اما مگر دیدن موجودی سربریده و تکهتکه شده شاد شدن دارد؟
مگر ما به متن جز به عنوان یک جهان نگاه میکنیم که تمام عناصر آن را کلمه میسازد و مگر میشود این جهان را با حذف عناصر سازنده آن شکل داد و نام جهان بر آن گذاشت؟
پس با چنین بودنی فرقی نمیکرد که باشد یا نباشد.
و حالا باید دل به دریا بزنند و کتاب های خود را به شکل زیرزمینی در بیاورند و در هر حال فرقی نمیکند آثار زیرزمینی هم همان مخاطبان همیشگی پدیدآورنده هستند.
وقتی به تیراژها نگاه میکنیم و وقتی به مخاطبان میاندیشیم گویا هیچ فرقی نمیکند.
جالب اینکه یوسف علیخانی را دیدم که با وجود اینهمه نقد و نظر که راجع به کتاب ایشان نوشته شده موفق نشده بود ناشر خود را قانع کند که در غرفه خود جایی برای کتاب او اختصاص دهد حالا باید ببینیم وضع دوستان دیگر که منتقدان هم کمتر به سراغشان رفتهاند چگونه میتواند باشد.
و بسیاری دیگر که با وخیم شدن وضع ناشران باید از دیدن کتابهای خود در نمایشگاه حتا پس از اخذ مجوز محروم باشند و یا کتابهایشان در مقابل زرق و برق کتابهای تزیینی در پشت غرفه پنهان بماند.
اما جا دارد از نشر مشگی ناشر کتاب حقوقی خود تشکر کنم هم به خاطر کار جدی و حرفهای این نشر و هم به خاطر همه زحماتی که در چاپ بهموقع این کتاب کشیده اند.


